نوشته‌ها

موقع یادگیری زبان انگلیسی فارسی فکر نکنید.

موقع یادگیری زبان انگلیسی فارسی فکر نکنید.
منظور این جمله این است که فارسی فکر کردن و ترجمه آن به زبان جدید یک اشتباه بزرگ آموزشی است. اما سوال اصلی اینجاست که “پس باید چه کار کنیم؟!” روند یادگیری در مغز انسان بسیار پیچیده است اما باید بدانید که یادگیری در مغز به معنای ایجاد ارتباط بین مفهیم است. زمانی که واژه جدید Apple را در زبان انگلیسی یاد می گیرید بسته به نوع یادگیری شما این واژه میتواند به صورت متفاوتی در مغز شما ذخیره شود. شاید شما در نگاه اول متوجه تفاوت نشوید ولی زمان استفاده از این واژه تفاوت را حس خواهید کرد. حال دو حالت متفاوت از یادگیری را بررسی می کنیم:

حالت یادگیری غیر مستقیم

این حالت از یادگیری حالتی است که احتمالا از قبل با آن آشنایی دارید و از آن استفاده می کنید. در این حالت شما واژه جدید را به عنوان یک معادل برای واژه قبلی یاد میگیرید. یعنی زمان یادگیری واژه Apple شما آن را به عنوان معادل انگلیسی واژه سیب خواهید آموخت. این روش یک مزیت و دو عیب بزرگ دارد.

مزیت آن در سریع بودن آن است. شما به این روش خواهید توانست واژه های زیادی را خیلی سریع و بدون دغدغه یادبگیرید. بیشتر افرادی که سعی در یادگیری زبان با سرعت بالا دارند از این روش استفاده می کنند. البته دو عیب بزرگ این روش است باعث می شود شما نتوانید در این روش زبان را واقعا یادبگیرید و تنها توهمی از یادگیری زبان در ذهن شما ایجاد می کند. عیب اول در معانی متفاوت واژه ها در زبان های مختلف است. واژه Table در زبان انگلیسی به معنای میز است. این واژه همچنین معنای جدول را نیز می دهد. در طول یادگیری واژه ها مشکل زیادی در رابطه با معانی متفاوت یک واژه برای افرادی که ان را به صورت غیر مستقیم یاد گرفته اند پیش می آید. گاهی واژه ها اصلا معادل دقیقی در زبان جدید ندارند و مجبور خواهید بود یک معادل حدودی برای آن پیدا کنید.

مشکل اصلی و دوم در سرعت فکر کردن و نحوه ساختن جملات در این روش است. زمانی که شما واژه ها را به صورت معادلی از واژه فارسی یاد بگیرید هر بار که میخواهید جمله ای را به زبان جدید بسازید ابتدا باید آن را در زبان فارسی در ذهن خود بسازید و سپس به زبان جدید ترجمه کنید. این کار گذشته از مشکلات جدی گرامری و معادل سازی های نامتعارف سرعت فکر کردن و صحبت کردن شما را نیز به شدت کاهش می دهد.

توجه داشته باشید که اگر زبان را به این صورت یادگرفته باشید اصلاح آن بسیار زمانبر و سخت خواهد بود.

حالت یادگیری مستقیم

روش مستقیم به معنای اتصال مستقیم واژه جدید به مفهوم آن در مغز است. این بار برای یادگیری واژه Apple شما معادلی قرار نمی دهید. برای یادگیری این واژه آن را میخوانید و به مفهوم سیب فکر می کنید. در ذهن خود میوه را می آورید و این واژه را به آن نسبت می دهید. در این روش واژه Apple مستقیم به مفهوم میوه سیب وصل می شود و برای استفاده از آن نیز مغز شما با سرعت بسیار بیشتری به آن دسترسی پیدا خواهد کرد. مشکل اصلی این روش اما در کند کردن روند یادگیری است. اتصال مستقیم واژه ها به مفاهیم زمان بر تر و پیچیده تر است اما نهایتا به شما کمک می کند مانند یک زبان مادری به زبان جدید صحبت کنید.

 

تقویت تلفظ انگلیسی

راهی برای تقویت تلفظ انگلیسی

«استرس کلمه (word stress)» در درک مطلب شنيداري نقش بسيار مهمي را ايفا مي‌کند. زبان انگليسي يک زبان «استرس محور» مي‌باشد که اين بدان معنا است که سيلابهاي خاصي استرس بيشتري نسبت به بقيـه دريافت مي‌کنند، در حاليکه از روي کلمات فاقد استرس به سرعت مي‌گذريم. انگليسي‌ زبانان به طور طبيعي استرس کلمات را به کار مي‌برند. اين آنقدر براي آنها طبيعي است که حتي نمي‌دانند دارند از آنها استفاده مي‌کنند. در بسياري از زبانها، از جمله فرانسه و ژاپني، هر سيلاب با «تأکيد» مساوي و يکسان تلفظ مي‌شود. بنابراين اين دسته از غير انگليسي زبانان اغلب با دو مشکل مواجه هستند:

آنها نمي‌توانند به راحتي صحبتهاي انگليسي زبانان بومي (native) را درک کنند، مخصوصاً اگر تند صحبت کنند.
انگليسي‌ زبانان بومي هم به نوبه‌ي خود در درک صحبتهاي غير انگليسي زبانان (غير بومي) مشکل دارند.
اما «استرس کلمه (word stress)» دقيقاً چيست؟ انگليسي زبانان هر سيلاب را با شدت يکساني بيان نمي‌کنند،‌ بلکه يک سيلاب را با استرس (تکيه) تلفظ مي‌کنند. آنها يک سيلاب را بلند و واضح و بقيه سيلابها را آرامتر بيان مي‌کنند.

سه کلمه‌ي photographer ، photograph و photographic را در نظر بگيريد. اين سه کلمه اگر چه هم خانواده هستند، اما استرس هر کدام در جاي متفاوتي قرار گرفته است:

PHO to graph
pho TO grapher
pho to GRA phic

همه کلماتي که بيش از دو سيلاب دارند، داراي يک سيلاب استرس دار يا مؤکد هستند:

TEAcher, jaPAN, CAnada, aBOVE, converSAtion, imPORtant, deMAND, etc.

اگر شما در صحبتهايتان به درستي از استرس کلمات استفاده کنيد، به سـرعت هر دو مهـارت درک مطلب شنيداري و تـلفظ خـود را تـقـويـت خواهيد کرد.
انگليسي زبانان بيشتر به سيلابهاي «استرس دار» دقت مي‌کنند و نه به سيلابهاي «خفيف». اگر شما در صحبتهايتان به درستي از استرس کلمات استفاده کنيد، به سرعت هر دو مهارت درک مطلب شنيداري و تلفظ خود را تقويت خواهيد کرد.

هر موقع که چيزي به انگليسي گوش مي‌دهيد (مثلاً راديو يا يک فيلم زبان اصلي) به استرس هر کدام از کلمات دقت کنيد. اولين قدم شما اين است که آن را بشنويد و تشخيص دهيد. در مرحله بعد شما مي‌توانيد آن را به کار بريد!

وقتي لغت جديدي را ياد مي‌گيريد،‌ بايد مکان استرس آن را هم بياموزيد. اگر يک دفـترچه لغت داريد، موقع يادداشت يک لغت جديد حتماً نشان دهيد که کدام سيلاب داراي استرس است. اگر نمي‌دانيد مي‌توانيد به يک ديکشنري مراجعه کنيد. در ديکشنريها معمولاً سيلاب استرس‌دار را با يک علامت ( ‘ ) نشان مي‌دهند (قبل يا بعد از سيلاب استرس‌دار).

علاوه بر استرس کلمه (word stress)، بايد استرس جمله (sentence stress) را هم درست ادا کنيد.

بطور کلي کلمات استرس‌دار در يک جمله عبارتند از: اسمها، ‌افعال اصلي (مانند read, visit و …)، صفتها و قيدها. کلمات ديگر يعني حروف تعريف، افعال کمکي، ضماير و … در جمله استرس نمي‌گيرند. (دقت کنيد سيلابهاي استرس‌دار را با کلمه استرس‌دار اشتباه نگيريد.)

جمله زير را با صداي بلند بخوانيد:

The beautiful mountain appeared transfixed in the distance.

حالا اين جمله را با صداي بلند بخوانيد:

He can come on saturdays as long as he doesn’t have to do any homework in the evening.

اگر چه جمله دوم تقريباً ۳۰% طولاني‌تر از جمله اول است، ولي براي بيان هر دوي آنها زمان يکساني مورد نياز است، زيرا در هر جمله پنج کلمه استرس‌دار وجود دارد.

يک تمرين

چند جمله را از يک کتاب انتخاب کنيد و روي يک کاغذ يادداشت کنيد. نخست سيلاب استرس‌دار هر کلمه را مشخص کنيد (با استفاده از يک ديکشنري خوب) و سپس زير کلمات استرس‌دار يا مؤکد در هر جمله را خط بکشيد. بعد از آن، هر جمله را با صداي بلند بخوانيد و دقت کنيد که کلماتي که زيرشان خط کشيده‌ايد را با تأکيد بيشتري ادا کنيد و از روي بقيه کلمات به سرعت بگذريد.

اگر شما اين تمرين را بطور مرتب انجام دهيد از پيشرفت سريع تلفظ تان شگفت‌زده خواهيد شد!

(برای مطالعه بیشتر میتوانید به مقاله روان صحبت کردن به زبان انگلیسی مراجعه نمایید.)

اصطلاحات رایج در فیلمها

اصطلاحات رایج در فیلمها

  • ?Don’t dare do that again!
    دیگه نبینم از این غلط ها بکنی!
  • ?Ok, now give!
    خوب بنال ببینم!
  • ? I’ll teach you!
    حالا بهت نشون میدم!
  • ?Quite a party!
    عجب مهمانی ای!
  • ?It was heaven!
    محشر بود!
  • ?There is a dear!
    قربونت برم!
  • ?My foot!
    چه مزخرفاتی! ، چه جفنگیاتی!
  • ?It’s a matter of sink or swim!
    مسئله ی مرگ و زندگی است!
  • ?Be quick about it!
    لفتش نده
  • ? Sugar!
    گندش بزنن
  • ?Hang him!
    گور پدرش!
  • ?Don’t pick on me!
    گیر نده!
  • ? Like fun!
    تو گفتی و من هم باور کردم

تقویت مکالمه زبان انگلیسی

تقویت مکالمه زبان انگلیسی

برای تقویت مکالمه زبان انگلیسی چه استراتژی هایی وجود دارد؟ حتماً شنیده‌اید که میگویند: برای اینکه بتوانیم خوب به زبان انگلیسی مکالمه داشته باشیم، ابتدا بایستی شنونده‌ی خوبی باشیم. بعضی از زبان‌آموزها بر پایه‌ی همین گفته (که درست هم هست) انصافاً وقت زیادی روی مطالب شنیداری، اعم از فیلم‌ها، پادکست‌ها، اخبار، و … می‌گذارند اما نتیجه‌ی دلبخواه خود را از این‌همه وقتی‌که می‌گذارند، نمی‌گیرند. و معمولاً می‌پرسند :

به ما گفتن که “گوش دادن به اخبار، فیلم، موسیقی و دیگر مطالب زبان‌اصلی، حتی اگر چیزی هم ازشون نفهمیم باز مفیده“، پس چرا من این‌همه به مطالب انگلیسی گوش میدم اما هیچی نمیتونم صحبت کنم؟

متأسفانه ادعای فوق (داخل گیومه‌) اگر کاملاً غلط نباشد، می‌توانم بگویم که تا حد بسیار زیادی غلط است. گوش دادن غیر هدفمند به مطالب شنیداری، به‌خودی‌خود مکالمه‌ی زبان انگلیسی شما را بهبود نمی‌بخشد. تازه، اگر بخش قابل‌توجهی از مطلب صوتی را نیز نفهمید، حتی مهارت شنیداری (لیسنینگ) شما نیز تقویت نمی‌شود. زیرا ذهن شما، با مطالبی که نمی‌فهمد، مانند نویز برخورد می‌کند. بنابراین، برای اینکه مکالمه‌ی زبان انگلیسی خود را تقویت نمایید و به آن شتاب بدهید، بایستی مطالب شنیداری را هدفمند گوش بدهید.

به همین دلیل،قصد داریم که در این نوشته، پنج استراتژی مختلف نام ببرم که با اعمال آن‌ها، مکالمه‌ی زبان انگلیسی شما، با شتاب خیلی بیشتری، تقویت می‌شود. قبل از اینکه این استراتژی‌های یادگیری را نام ببرم، لازم است که به نکات زیر دقت بفرمایید.

پنج استراتژی برای تقویت مکالمه زبان انگلیسی

نکته‌ی ۱: قبل از پیاده‌سازی این استراتژی‌ها، بایستی اشراف کافی به مطلب داشته باشید. یعنی مطلب صوتی را به‌خوبی حلاجی کرده، و آن را به‌خوبی بفهمید. به‌عنوان‌مثال، اگر از اپلیکیشن زبانشناس استفاده می‌کنید، ابتدا بایستی به‌اندازه‌ی کافی درس رابخوانید، و معنی لغاتی که بلد نیستید را از دیکشنری در بیاورید، و لغات را نشانه‌گذاری نمایید.

نکته‌ی ۲: این استراتژی‌ها از آسان به سخت چیده شده‌اند. هرچه استراتژی‌ها سخت‌تر شوند، مکالمه‌ی شما نیز بیشتر تقویت می‌شود.

نکته‌ی ۳: آیا لازم است که تمامی این استراتژی‌ها، باهم روی مطالب پیاده‌سازی شود؟

خیر. با توجه به توان خود، در ابتدای کار، به استراتژی‌های ساده‌تر بسنده کنید، هر وقت قوی شدید، استراتژی‌های سخت‌تر را انجام دهید. حتی ممکن است آن‌قدری قوی بشوید که اصلاً نیازی نبینید که استراتژی‌های ساده‌تر را انجام دهید. بنابراین هر دو حالت امکان‌پذیر است.

استراتژی اول: تکرار فعالانه

تکرار فعالانه، جزء اولین استراتژی‌هایی است که انسان به کمک آن، مکالمه را در کودکی یاد می‌گیرد.

به صحنه‌ی زیر دقت بفرمایید:

مادر: بگو بابا؛ کودک: بغ بو! مادر: آفرین! دوباره بگو بـــــابا؛ کودک: بع بع! مادر: بع بع نه! بــــــا … بـــــا؛ کودک: بـــع بـــا!

این صحنه، سناریوئی است که برای هزاران سال، کودکان خردسال را به حرف آورده است. بنابراین طبیعی است که روی شما که می‌خواهید زبان جدیدی یاد بگیرید، نیز جواب می‌دهد.

فعالانه یعنی چه؟

فعالانه یعنی سعی می‌کنید که همه‌چیز شما مانند گوینده باشد، یعنی نه‌تنها تلفظ و سرعتتان شبیه وی باشد؛ بلکه احساسات و انرژی گوینده را نیز منتقل نمایید.

در ضمن این تمرین را می‌توانید با سرعت و آهنگ متناسب با خودتان، پیاده‌سازی نمایید. مثلاً در ابتدای کار می‌توانید فراز به فراز مطالب را تکرار کنید؛ کمی که بهتر شدید جمله به جمله تکرار کنید؛ حتی از این هم بهتر شدید، خودتان را به چالش بیندازید و چند جمله را یکجا تکرار کنید.

استراتژی دوم: تکنیک سایه

بگذارید ابتدا به‌صورت ساده، اهمیت تکنیک سایه را توضیح بدهم. اگر بخواهید خواننده‌ی خوبی بشوید چه می‌کنید؟ یکی از تمرین‌های مهم خوانندگی این است که با ترانه‌های دیگر خواننده‌ها همخوانی داشته باشیم، و بتوانیم دقیقاً عین آن‌ها بخوانیم. زبان انگلیسی و دیگر زبان‌ها نیز مثل موسیقی، دارای آهنگ و ملودی خاص خود است. بنابراین، همان‌طور که برای یادگیری یک ترانه، با خواننده‌ی آن می‌خوانیم؛ برای یادگیری مکالمه زبان انگلیسی نیز بایستی همخوانی (تکنیک سایه یا shadowing) داشته باشیم.

تکنیک سایه به چند روش قابل پیاده‌سازی است.

تکنیک سایه به کمک متن

وقتی‌که متنی که در حال خوانده شدن است را جلوی خودتان داشته باشید، مانند حامی شما عمل می‌کند. بنابراین، پیاده‌سازی تکنیک سایه، به کمک متن انگلیسی، برای دفعات اول راحت‌تر و بهتر است.

اغلب اوقات این اتفاق برای شما میفتد که مثلاً در حال گوش دادن به مطلبی به زبان انگلیسی باشید اما ذهنتان به‌جای اینکه به زبان انگلیسی متمرکز باشد، در جای دیگری باشد. مثلاً به این فکر کنید که شام چه بخورید، یا با دوستانتان فردا چه‌کار کنید، یا ممکن است به مشکلات کاری خود فکر کنید. این آن چیزی نیست که شما می‌خواهید انجام دهید؛ بلکه شما دوست دارید که تمرکزتان بر یادگیری زبان انگلیسی باشد. در این استراتژی درآن‌واحد هم می‌خوانید، هم می‌شنوید، و هر آنچه گوینده می‌گوید، به‌طور همزمان به زبان می‌آورید. این کار تمرکز بالایی می‌طلبد. بنابراین باعث می‌شود که ذهن شما به حاشیه نرود و به چیزهای دیگر فکر نکند. بنابراین تکنیک سایه به کمک متن، به دلیل اینکه خودش تمرکز بالایی می‌طلبد، باعث می‌شود که خودبه‌خود ذهنتان منحرف نشود.

تکنیک سایه بدون کمک متن

وقتی‌که در حال همخوانی یک ترانه با خواننده‌ی آن هستیم، بعد از چند بار همخوانی، متن ترانه کاملاً در ذهن ما جای می‌گیرد و دیگر نیازی به خواندن ترانه از روی متن نداریم.

در اینجا تکنیک نیز دقیقاً همین اتفاق میفتد. پس از مدتی، متن مطلبی که در حال گوش کردن آن هستید، حفظتان می‌شود. حال برای اینکه تکنیک سایه، کمی چالشی‌تر بشود، برای پیاده‌سازی آن، دیگر از متن انگلیسی کمک نگیرید. این کار مقداری سخت‌تر از مرحله‌ی قبلی است؛ اما احتمال اینکه ذهنتان به چیزهای دیگر منحرف شود کمی بیشتر از مرحله‌ی قبلی می‌شود. بنابراین بایستی دقت بیشتری به این موضوع بکنید.

این تمرین بسیار عالی است. اگر شما هرروز این استراتژی را تمرین کنید، روزبه‌روز بهتر و بهتر می‌شوید و پس از مدت‌زمانی، چشم باز می‌کنید و می‌بینید که با صحبت کردن به زبان انگلیسی خیلی راحت شده‌اید. تلفظتان مثل یک بومی زبان شده است. و مکالمه‌تان به‌سرعت یک انگلیسی‌زبان بسیار بیشتر نزدیک شده است. همه‌ی این‌ها برای تسلط به مکالمه زبان انگلیسی بسیار مهم است. درنهایت زمانی می‌رسد که احساس می‌کنید کاملاً میدانید صحبت کردن همانند یک انگلیسی‌زبان چگونه است. در این زمان قادر خواهید بود که این احساس را منتقل کنید. یعنی این احساس را به مکالمه خود انتقال بدهید و واقعاً مثل یک انگلیسی‌زبان به زبان انگلیسی صحبت کنید.

تکنیک سایه به همراه زبان بدن

یکی از اهداف شما از زبان انگلیسی این است که به زبان انگلیسی مسلط شوید و با اعتمادبه‌نفس بالایی به زبان انگلیسی صحبت کنید. برای اینکه اعتمادبه‌نفس بالایی داشته باشید، بایستی یک حالت بدنی حاکی از خودباوری به بدن خودتان بدهید. این بدان معنی است که سرتان بالا باشد. سینه به سمت جلو و به قولی ستبر باشد و شانه‌ها کمی عقب‌تر باشند. اگر قیافه‌ای حاکی از ترس و کمرویی بگیرید، این ژست بدنی در مکالمه‌ی شما نیز تأثیر می‌گذارد و صحبت کردنتان، آن‌طور که می‌خواهید با اعتمادبه‌نفس نمی‌شود.

درواقع، همان‌طور که میدانید رابطه‌ی مستحکمی بین حالت‌های بدنی، ذهن، و احساسات وجود دارد. بنابراین اگر وانمود کنید که اعتمادبه‌نفس بالایی دارید؛ و زبان بدن خود را به حالتی که حاکی از اعتمادبه‌نفس بالا است تغییر دهید؛ این موضوع به بالا رفتن انگیزه ی شما کمک می‌کند و مکالمه‌ی بهتری خواهید داشت. بنابراین نیاز است که همیشه تمرین کنید که در هنگام مکالمه، از زبان بدنی مناسبی برخوردار باشید. یکی از زمان‌هایی که می‌توانید این تمرین را به نحو احسن انجام دهید، در هنگام پیاده‌سازی تکنیک سایه است. بنابراین تکنیک سایه را با یک حالت بدنی خودباورانه تمرین کنید: شانه‌های خودتان را بازتر کنید؛ دست‌های خود را بیرون بیندازید؛ چانه‌ی خود را بالا ببرید؛ و سینه‌ی خود را ستبر کنید.

تمرین دیگری که می‌توانید انجام دهید، پیاده‌سازی تکنیک سایه در حال راه رفتن است. اگر در نزدیکی خانه‌ی پارکی باشد که به آنجا بروید، و از طریق دستگاه همراه خود، مطلبی را به زبان انگلیسی برای خود پخش‌کنید، و در حال قدم زدن تکنیک سایه را انجام دهید، خیلی عالی می‌شود. این کار چند فایده برای شما دارد:

اول اینکه هرکسی روش خاص خود را برای یادگیری دارد. بعضی‌ها بصری گرا هستند؛ برخی دیگر شنوایی گرا هستند؛ بعضی‌ها دوست دارند که از روی متن یاد بگیرند؛ و افرادی نیز هستند که دوست دارند از بدنشان استفاده کنند. به این افراد جنبشی آموز (kinesthetic learners) میگویند. البته این‌طور نیست که هر فردی فقط و فقط با یک روش از روش‌های فوق، مطالب جدید را یاد بگیرد. بلکه معمولاً برای هر فرد، ترکیبی از این‌ها بهترین حالت یادگیری می‌شود. بنابراین یادگیری زبان انگلیسی در هنگام حرکت کردن می‌تواند در حقیقت روشی باشد که برای شما بسیار مناسب است.

اما مهم‌تر از این موضوع، این است که وقتی بیرون و در حال حرکت (حتی ورزش) به یادگیری زبان انگلیسی می‌پردازید، بدن شما زنده است و فعالیت‌های ذهنی در بهترین حالت خود قرار دارد. در این حالت خون بیشتری در رگ‌های شما جریان پیدا می‌کند و اکسیژن بیشتری به مغز شما می‌رسد. این کار باعث می‌شود که عمیقاً، فعالیتی که در حال انجام آن هستید را یاد بگیرید.

شاید فکر کنید که اگر این کار را در بیرون از خانه و در دید عموم انجام دهید دیگران فکر کنند که شما دیوانه هستید! بایستی زیاد دراین‌باره نگران نباشید. زیرا اکثر افرادی که شما در طول مسیر خود می‌بینید، دیگر در طول زندگی خود احتمالاً آن‌ها را نخواهید دید. بنابراین، تنها کافی است که مزاحمتی برای دیگران نداشته باشید که باعث اعتراض و یا ناخرسندی آن‌ها بشود.

باوجوداینکه صحبت کردن بهتر است، اما در مواقع ناچاری می‌توانید در ذهن خود بلند صحبت کنید. مثلاً زمانی که در اتوبوس و یا مترو هستید این کار خیلی می‌تواند بهتر از بلند صحبت کردن باشد. می‌توانید صدای ذهن خود را بلندبلند بشنوید. حتی شما می‌توانید که این کار را با یک حالت پر از اعتمادبه‌نفس انجام دهید. یعنی در ذهن خود تصور کنید که یک آدم بسیار پر اعتمادبه‌نفس در حال صحبت کردن است.

استراتژی سوم: روخوانی

استراتژی سوم، روخوانی از روی متن انگلیسی است. این تمرین کاملاً بدون فایل صوتی انجام می‌شود. قبل از اینکه متنی را روخوانی بکنید، بسیار مهم است که به مطلب صوتی به‌اندازه‌ی کافی گوش داده باشید و تکنیک سایه را پیاده‌سازی کرده باشید. بنابراین با فرض اینکه مراحل قبلی را روی مطلب صوتی انجام داده‌اید، در این مرحله ریتم داستان کاملاً دستتان است و میدانید چگونه آن را بخوانید و تلفظ کنید و مطالب آن را منتقل کنید. بنابراین تنها کاری که لازم است انجام دهید این است که متن مطلب صوتی را داشته باشید و از روی آن به همان صورتی که در مراحل قبلی یاد گرفته‌اید، بخوانید.

استراتژی چهارم: سخنرانی

استراتژی چهارم تا حد زیادی مشابه استراتژی سوم است. پس‌ازآنکه به‌اندازه‌ی کافی روخوانی کردید، رفته‌رفته برای خواندن متن انگلیسی مطلب صوتی، می‌توانید کمک کمتری از آن بگیرید. یعنی بیشتر از حفظ صحبت کنید (یا به عبارتی سخنرانی کنید). در این مرحله نیز متن انگلیسی مطلب صوتی در دسترستان است اما تنها از آن برای یادآوری مطالب استفاده می‌کنید. نه اینکه از روی آن بخوانید. مثل یک سخنران که متن سخنرانی‌اش در دستش است، اما بیشتر آن را از حفظ می‌خواند و تنها برای یادآوری مطالب کلیدی به متن سخنرانی نگاه می‌کند. البته از خودتان چیزی به داستان اضافه نکنید بلکه تنها هر آنچه در مراحل قبلی تمرین کردید را به زبان بیاورید. همانند آنچه در ویدئوی زیر نمایش داده شده است.

استراتژی پنجم: بازگویی داستان

وقتی تمامی مراحل و تمرینات قبلی را انجام دادید، کاملاً برای مرحله‌ی نهایی آماده هستید. این مرحله، که بسیار چالش‌برانگیز است، بازگویی داستان نام دارد. یعنی مطلب صوتی را به زبان خود و با لغاتی که خودتان دوست دارید بازگویی کنید. بدون گرفتن هیچ کمکی از متن و فایل صوتی. در این مرحله نیز می‌توانید اهمیت زیادی برای زبان بدن خود قائل شوید و با حالتی حاکی از اعتمادبه‌نفس بالا، به بازگویی داستان بپردازید. لازم نیست که مطالب را حفظ کنید. با فرض اینکه تمرینات قبلی را انجام داده‌اید، الآن بایستی دید مناسبی نسبت به داستان داشته باشید. بنابراین می‌توانید داستان را به زبان خودتان و هر جور که راحت هستید بازگویی کنید:

رسیدن به این مرحله‌یعنی حد نهایی تسلط به مکالمه زبان انگلیسی. برای همین است که پنج استراتژی مختلف را به ترتیب و پشت سر هم انجام دادید. تا کاملاً بر مطلب تسلط پیدا کنید و از زبان خودتان صحبت کنید. اگر این کار را به‌طور مرتب برای مطالب مختلف انجام دهید، پس از چند ماه تأثیرات شگرف آن را کاملاً مشاهده می‌کنید و واقعاً می‌توانید به آرزوی خود، که داشتن تسلط مکالمه‌ای به زبان انگلیسی است، برسید.